سلام به همه
خدا رو شکر همه چی داره کم کم مرتب می شه و داریم با کلی انرژی می یاییم ....
زندگی مثل یه صحنه ی تئاتره؛ چرا خودمون کارگردان تئاترامون نباشیم؟ می خوایم کارگردانی کنیم و داریم گام ها رو یواش یواش بر می داریم؛ من دوست دارم صحنه ی تئاترم مرتب و پر از نور باشه؛ با رنگای سفید و آبی نیلی. این صحنه چشم همه رو باید خیره نگه داره؛ برا همین به کلی برنامه ریزی نیاز هست،
خدا رو شکر؛ همه چی داره کم کم مرتب می شه و داریم با کلی انرژی می یاییم.
سمانه
جرقه
از این به بعد قرارمان این می شود که روزهای دوشنبه یک کتب یا یک داستان را این جا معرفی کنیم و حتی الامکان لینکش را هم بگذاریم تا همه با هم بخونیم و نقدش کنیم یا خیلی ساده! نظرمون رو راجع بهش مطرح کنیم. هر هفته یک نفر می تونه کتاب هفته بعد رو انتخاب کنه و بگه (حتی از دوستان خواننده ) اما سعی کنید که لینک دانلود کتابها حتما در اینترنت موجود باشه ُ تا با گذاشتن اون لینک هممون بتونیم به کتاب دسترسی داشته باشم .
برای این هفته هم کتابی که من در نظر گرفتم، کتاب "روی ماه خداوند راببوس" نوشته مصطفی مستور هست .
این کتاب که برنده جایزه جشنواره زرین قلم شده به این صورته که :
موضوع اصلي در مورد يه دانشجوي ترم اخر دكتراي جامعه شناسيه كه در جريان تزش ناگهان به وجود خداوندي كه هميشه بهش ايمان داشته شك مي كنه!! كلا سوال براش مطرح مي شه كه " ايا خداوندي هست؟ " درين جريانات از سوي همسرش كه مونمنه طرد و سرزنش مي شه و با يكي از دوستانش كه اطلاعات و ايمان قوي داره صحبت مي كنه..خيلي از جملات زيبا و پر معني اين كتاب از همين دوستشه كه علي نام دارد...
این هم چند بخش از کتاب:
"پس اين همه نكبت براي چيه؟ اين همه بدبختي و شر كه از سر و روي كاينات مي باره براي چيه؟ كجاست ردپاي ان قادر محض؟چرا اينقدر چيزها اشفته و زجر اوره؟كجاست ان دست مهربانكه هر چه صداش مي زنند به كمك هيچ كس نمي اد؟ "
"مليون ها انسان بدون ان كه اين سوال ذره اي ازارشون داده باشه برنامه هاي هزار ساله براي عمر 60-70 ساله شون مي چينند و من هميشه تعجب مي كنم كه چطور كسي مي تونه بدون اين كه پاسخ قاطع و قانع كننده اي براي اين سوال پيدا كرده باشه.كار كنه..راه بره..ازدواج كنه..غذا بخوره.......اگه نيست چرا ما هستيم؟" {توضيح:منظور از سوال پرسش در مورد وجود خداست }
نوشته شده از طرف زرین
از طرف حامد
راستی یادم رفت این آدرس وب لاگشه
راستی خبر دارین جمعیت داره برای گرونی های اخیر یه فکرایی می کنه بنظرم بهتره لینکشو اینجاهم بگذاریم تا بدونن کلوپم پشت این طرح ایستاده
از طرف جرقه
راستی تا یادم نرفته مصطفی بودها ... همون پسره طفلک که زیر ۱۸ سال به مرگ محکوم شده بود ...خبرای دسته اولیه که به همت بچه های جمعیت داره آزاد می شه البت این خبرو هنوز خیلی نگفتن تا ما زیاد ذوق زده نشیم ولی خوب دیگه کلاغ پرس ما قوی
از طرف بچه تخس کلوپ
